Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حافظ · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
۲
پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
۳
به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند
۴
ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند
۵
به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
۶
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
۷
سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند
۸
رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند
۹
ز چشمم لعل رمانی چو می‌خندند می‌بارند
۱۰
ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند
۱۱
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد
۱۲
ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند
۱۳
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
۱۴
بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند
۱۵
در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
۱۶
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.