Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر که را کار بدان چشم دل آزار بود
۲
عجبی نیست گرش کشته شدن کار بود
۳
شاهد ار می‌طلبی بر سر این کار ز من
۴
نظم دربار شهنشاه جهاندار بود
۵
من قوی پنجه و چشم تو ز بیماران است
۶
کس شنیده‌ست قوی کشتهٔ بیمار بود
۷
دانی از بهر چه شب تا به سحر بیدارم
۸
چشم عاشق همه شب باید بیدار بود
۹
من به جز چشم سیه مست تو کم تر دیدم
۱۰
ترک مستی که پی مردم هشیار بود
۱۱
کرده تا چشم تو از غمزه اسیرم گفتم
۱۲
شیرگیری صف آهوی تاتار بود
۱۳
کی کند در همه عمرش هوس آزادی
۱۴
آن که در حلقهٔ زلف تو گرفتار بود
۱۵
گر تو صیاد دل اهل محبت باشی
۱۶
دام البته به از دامن گل‌زار بود
۱۷
تو به هر جا که روی سنبل پر چین بر دوش
۱۸
خاک مشکین شود و مشک به خروار بود
۱۹
زین تطاول که دل از طرهٔ طرار تو دید
۲۰
گر بدادش برسد شاه سزاوار بود
۲۱
دادگر خسرو بخشنده ملک ناصردین
۲۲
کافتاب فلکش حاجب دربار بود
۲۳
گر نه منظور فروغی به حقیقت شاه است
۲۴
پس چرا خاطر او مشرق انوار بود

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

ساقی واسطه

بازنمایی کهن‌الگو ← ساقی واسطه

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

ساقی

شامل شخصیت ← ساقی

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira