Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
۲
آه از این راه که باریک تر از موی تو بود
۳
رهرو عشق از این مرحله آگاهی داشت
۴
که ره قافلهٔ دیر و حرم سوی تو بود
۵
گر نهادیم قدم بر سر شاهان شاید
۶
که سر همت ما بر سر زانوی تو بود
۷
پیش از آن دم که شود آدم خاکی ایجاد
۸
بر سر ما هوس خاک سر کوی تو بود
۹
پنجهٔ چرخ ز سر پنجهٔ من عاجز شد
۱۰
که توانایی‌ام از قوت بازوی تو بود
۱۱
زان شکستم به هم آیینهٔ خودبینی را
۱۲
که نگاهم همه در آینهٔ روی تو بود
۱۳
پیر پیمانه‌کشان شاهد من بود مدام
۱۴
که همه مستیم از نرگس جادوی تو بود
۱۵
تا مرا عشق تو انداخت ز پا دانستم
۱۶
که قیامت مثل از قامت دل‌جوی تو بود
۱۷
ماه نو کاسته از گوشهٔ گردون سر زد
۱۸
که خجالت‌زدهٔ گوشهٔ ابروی تو بود
۱۹
نفس خرم جبریل و دم باد مسیح
۲۰
همه از معجزهٔ لعل سخنگوی تو بود
۲۱
مهربانی کسی از دور فلک هیچ ندید
۲۲
زان که هم صورت و هم سیرت و هم خوی تو بود
۲۳
هیچ کس آب ز سرچشمهٔ مقصود نخورد
۲۴
مگر آن تشنه که جایش به لب جوی تو بود
۲۵
دوش با ماه فروزنده فروغی می‌گفت
۲۶
کافتاب آیتی از طلعت نیکوی تو بود

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: جام; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira