Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۶۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر آن صنم ز پرده پدیدار می‌شود
۲
تسبیح شیخ حلقهٔ زنار می‌شود
۳
ساقی بدین کرشمه اگر می‌کند به جام
۴
مسجد رواق خانهٔ خمار می‌شود
۵
گر دم زند ز طرهٔ او باد صبح دم
۶
آفاق پر ز نافهٔ تاتار می‌شود
۷
هر کس که منع من کند از تار زلف او
۸
آخر بدان کمند گرفتار می‌شود
۹
جایی رسید غیرت عشقم که جان پاک
۱۰
حایل میانهٔ من و دلدار می‌شود
۱۱
ای گلبن مراد بدین تازه نازکی
۱۲
مخرام سوی باغ که گل خار می‌شود
۱۳
خیزد چو چشم مست تو از خواب بامداد
۱۴
خوابیده فتنه‌ایست که بیدار می‌شود
۱۵
شد روز رستخیز و نیامد دلم به هوش
۱۶
پنداشتم که مست تو هشیار می‌شود
۱۷
مهجورم از وصال تو در عین اتصال
۱۸
محروم آن که محرم اسرار می‌شود
۱۹
هر تن که سر نداد فروغی به پای دوست
۲۰
در کیش اهل عشق گنهکار می‌شود

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

شمع و پروانه

به‌کارگیری نماد ← شمع و پروانه

Matched curated alias: شمع; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira