غزل شمارهٔ ۲۷۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای ز رخت صبح و شام کاسته شمس و قمر
۲
شاهد شیرین کلام، خسرو فرخ سیر
۳
ای لب عشاق تو، بوسهزن ساق تو
۴
سینهٔ مشتاق تو، تیر بلا را سپر
۵
کوی تو ای دلبرا، کعبهٔ اهل صفا
۶
روی تو ای خوش لقا، قبلهٔ اهل نظر
۷
سنبلت ای گل عذار، بر سر نسرین گذار
۸
هم طبق گل بیار، هم رمق دل ببر
۹
زلف زرهپوش تو، درع برو دوش تو
۱۰
کوته از آغوش تو دست قضا و قدر
۱۱
چاک گریبان تو، صحن گلستان تو
۱۲
سنبل پیچان تو، چنبر باد سحر
۱۳
ذکر تو کام زبان، فکر تو روح و روان
۱۴
داغ تو بهتر ز جان، داد تو خوشتر ز سر
۱۵
مشکتر از روی تو، ریخته در کوی تو
۱۶
در هوس بوی تو، شهری خونین جگر
۱۷
چند ز آهوی چین، دم زنی ای هم نشین
۱۸
چشم سیاهش ببین، روز فروغی نگر