Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۹۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خوش آن که باده بنوشد به روی چون ماهش
۲
پس از پیاله ببوسد دهان دل خواهش
۳
به چشم عشوه‌گرش یارب آفتی مرساد
۴
که خوش دلم ز نظرهای گاه و بی گاهش
۵
اسیر گشته دلم رد چه زنخدانی
۶
که یوسف دل جمعی فتاده در چاهش
۷
من از کدورت صاحب دلی خبردارم
۸
که چرخ از آن سر کو می‌برد به اکراهش
۹
نه حد آن که دهم بوسه بر کف پایش
۱۰
نه جای آن که نشینم به خاک درگاهش
۱۱
نه بخت آن که نشانم به صدر ایوانش
۱۲
نه دست آن که زنم خیمه بر سر راهش
۱۳
گذشت باد سحر بر کمند مشکینش
۱۴
ولی ز حال اسیران نکرد آگاهش
۱۵
برای عاشق بیچاره هیچ کار ندید
۱۶
فغان شامگه و گریه سحرگاهش
۱۷
کسی که دوش بدان در به خاکساری رفت
۱۸
کنون بیا به تماشای حشمت و جاهش
۱۹
کلاه سروقدان بس که سر بلندی کرد
۲۰
به حکم شاه جهان کرده‌اند کوتاهش
۲۱
شکوه کرسی افلاک شاه ناصردین
۲۲
که خوانده خسرو سیارگان شهنشاهش
۲۳
گرفت آتش عشق آن چنان فروغی را
۲۴
که سوخت خانه عالم ز شعلهٔ آهش

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira