Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۰۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن را که اول از همه خواندی به سوی خویش
۲
آخر به کام غیر مرانش ز کوی خویش
۳
جویی ز خون دیده گشادم به روی خویش
۴
بر روی خویش بسته‌ام آبی ز جوی خویش
۵
نتوان به قول زاهد بیهوده‌گوی شهر
۶
برداشت دل ز شاهد پاکیزه خوی خویش
۷
کی می‌رسی به حلقهٔ رندان پاکباز
۸
تا نشکنی ز سنگ ملامت سبوی خویش
۹
ای نوبهار حسن خزانت ز پی مباد
۱۰
گر تر کنی دماغ ضعیفم به بوی خویش
۱۱
هر بسته‌ای گشاده شود آخر از کمند
۱۲
الا دلی که بستیش از تار موی خویش
۱۳
گیرد سپهر چشمهٔ خورشید را به گل
۱۴
گر بامداد پرده نپوشی به روی خویش
۱۵
دانی چرا نشسته به خاکستر آفتاب
۱۶
تا بنگری در آینه روی نکوی خویش
۱۷
من جان به زیر تیغ تو آسان نمی‌دهم
۱۸
تا بر نیارم از تو همه آرزوی خویش
۱۹
بوسیدن گلوی تو بر من حرام باد
۲۰
گر در محبت تو نبرم گلوی خویش
۲۱
امشب فروغی آن مه بیدار بخت را
۲۲
در خواب کردم از لب افسانه‌گوی خویش

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۴ نیازمند تصمیم۴ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

شمع و پروانه

به‌کارگیری نماد ← شمع و پروانه

Matched curated alias: پروانه; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira