Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نذر کردم گر ز دست محنت هجران نمیرم
۲
آستانت را ببوسم، آستینت را بگیرم
۳
نه به جز نام لب لعل تو ذکری بر زبانم
۴
نه به جز یاد سر زلف تو فکری در ضمیرم
۵
در همه ملکی بزرگم من که در دستت زبونم
۶
در همه شهری عزیزم من که در چشمت حقیرم
۷
خسرو ملک جهانم من که در جنت غلامم
۸
خواجهٔ آزادگانم من که در بندت اسیرم
۹
آشنای قدسیانم من که در کویت غریبم
۱۰
پادشاه لامکانم من که در ملکت فقیرم
۱۱
سرفرازی می‌کنم وقتی که بنوازی به تیغم
۱۲
کوس عشرت می‌زنم روزی که بردوزی به تیرم
۱۳
تا تو فرمان می‌دهی من بندهٔ خدمتگزارم
۱۴
تا تو عاشق می‌کشی من کشتهٔ منت پذیرم
۱۵
دیر می‌آیی به محفل، می‌روی زود از تغافل
۱۶
آخر ای شیرین شمایل می‌کشی زین زود و دیرم
۱۷
در گلستانی که گیرد دست هر پیری جوانی
۱۸
ای جوان سرو بالا دستگیری کن که پیرم
۱۹
درد هر کس را که بینی در حقیقت چاه دارد
۲۰
من ز عشقت با همه دردی که دارم ناگزیرم
۲۱
مهر و ماهش را فلک در صد هزاران پرده پوشد
۲۲
گر نقاب از چهره بردارد نگار بی‌نظیرم
۲۳
تا فروغ طلعت آن ماه را دیدم فروغی
۲۴
عشق فارغ کرده است از تابش مهر منیرم

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira