غزل شمارهٔ ۴۰۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بر صفحهٔ رخ از خط مشکین رقم مزن
۲
بر نامهٔ حیات محبان قلم مزن
۳
تیغ عتاب بر سر اهل وفا مکش
۴
تیر هلاک بر دل صید حرم مزن
۵
افتادگان بند تو جایی نمیروند
۶
مرغان بال بسته به سنگ ستم مزن
۷
زلفی که جایگاه دخل خلق عالم است
۸
بر یکدگر میفکن و عالم به هم مزن
۹
رنگی نماند پیش رخت هیچ باغ را
۱۰
برقع بپوش و طعنه به باغ ارم مزن
۱۱
گفتی که کام دیدی از آن چاک پیرهن
۱۲
پیراهن دریدهٔ من بین و دم مزن
۱۳
در جلوهگاه دوست نگاهی فزون مخواه
۱۴
در کارگاه عشق دم از بیش و کم مزن
۱۵
بی ترک سر ز راه ارادت نشان مجو
۱۶
بی راهبر به کوی محبت قدم مزن
۱۷
گر آسمان به کام تو گردد فروغیا
۱۸
بر آسمان میکده جز جام جم مزن