زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۳۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا سر نرفته بر سر مهر و وفای تو
۲
حلق من است و حلقهٔ زلف دوتای تو
۳
گر من میان اهل محبت نبودمی
۴
کس را نبود طاقت جور و جفای تو
۵
دامن کشان گذر ننمودی به خاک من
۶
تا جان نازنین ننمودم فدای تو
۷
گر سایه به سرم فکند شاه باز بخت
۸
دوری نمی‌کند سرم از خاک پای تو
۹
دانی که در شریعت ما کیست کشتنی
۱۰
بیگانه‌ای که هیچ نگشت آشنای تو
۱۱
تو خود چه گلشنی که هوای خوش بهشت
۱۲
بیرون نمی‌برد ز سر ما هوای تو
۱۳
زاهد به یاد کوثر و صوفی به فکر می
۱۴
ما و تصور لب مستی فزای تو
۱۵
آگاهیش ز راحت عشاق خسته نیست
۱۶
هر کاو نشد نشانهٔ تیر بلای تو
۱۷
برگشته بخت آن که به خونش نیفکند
۱۸
مژگان چشم ساحر مردم ربای تو
۱۹
یارب چه مظهری که فروغی ز هر طرف
۲۰
بگشاده چشم جان به امید لقای تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.