زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۵۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کسی که دامنش آلودهٔ شرابستی
۲
دعای او به در دیر مستجابستی
۳
به مستی از لب دردی‌کشی شنیدم دوش
۴
که چاره همه دردی شراب نابستی
۵
فغان که پرده ز کارم فکند پنجه عشق
۶
هنوز چهره معشوق در حجابستی
۷
نصیبم آن صف مژگان نشد به بیداری
۸
هنوز طالع برگشته‌ام به خوابستی
۹
شبی نظاره بدان شمع انجمن کردم
۱۰
هنوز ز آتش دل دیده‌ام پرآبستی
۱۱
به گریه گفتمش از رخ نقاب یک سو نه
۱۲
به خنده گفت که خورشید در سحابستی
۱۳
زکانه بوسه زند پای شه سواری را
۱۴
که با تو از مدد بخت هم‌رکابستی
۱۵
به خاک ریخته‌ای خون بی‌گناهان را
۱۶
مگر به کیش تو خون ریختن ثوابستی
۱۷
خوشا به حال شهیدی که در صف محشر
۱۸
به خون ناحق او ناخنت خضابستی
۱۹
حدیث قند نشاید بر دهان تو گفت
۲۰
که در میانهٔ این هر دو شکر آبستی
۲۱
فروغی از اثر پرتو محبت دوست
۲۲
کمین تجلی من ماه و آفتابی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.