زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
۱زان فشانم اشک در هر رهگذاری
۲تا به دامان تو ننشیند غباری
۳زلفت از هر حلقه میبندد اسیری
۴چشمت از هر گوشه میگیرد شکاری
۶آه اگر زلف تو نگذارد قراری
۷اختیاری آید اندر دست ما را
۸گر گذارد عشق در دست اختیاری
۹چشم تو گر گوشهٔ کارم نگیرد
۱۰پیش نتوانم گرفتن هیچ کاری
۱۱رنج عشقت راحت هر دردمندی
۱۲زخم تیغت مرهم هر دل فکاری
۱۳از کنارم رفته تا آن سرو بالا
۱۴جوی اشکم میرود از هر کناری
۱۵گوشهای خواهم نهان از چشم مردم
۱۶تا به کام دل بگیریم روزگاری
۱۷تا گره بگشاید از کارم فروغی
۱۸بستهام دل را به زلف تاب داری
دانش و پژوهش این شعر
نیازمند بازبینی۰ ارتباط تأییدشده۰ پیشنویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط
پیشنویسها و پیشنهادها
هنوز واقعیت تأییدشده نیستندپیشنهادیبازنمایی کهنالگو
پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهمخوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.
بازنمایی کهنالگو ← معشوق آرمانی
Matched curated alias: دلبر; editorial status: suggested
۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقلقول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقلشدهVira
پیشنهادیشامل شخصیت
پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهمخوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.
شامل شخصیت ← معشوق
Matched curated alias: دلبر; editorial status: suggested
۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقلقول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقلشدهVira
از این شعر به پژوهش بروید
موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی میمانند.