زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۸۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زاهد و سبحه صد دانه و ذکر سحری
۲
من و پیمودن پیمانه و دیوانه‌گری
۳
چون همه وضع جهان گذران در گذر است
۴
مگذر از عالم شیدایی و شوریده‌سری
۵
تا کی از شعبدهٔ دور فلک خواهد بود
۶
بادهٔ عیش به جام من و کام دگری
۷
تا شدم بی خبر از خویش، خبرها دارم
۸
بی خبر شو که خبرهاست در این بی خبری
۹
تا شدم بی‌اثر، از ناله اثرها دیدم
۱۰
بی اثر شو که اثرهاست در این بی اثری
۱۱
تا زدم لاف هنر خواجه به هیچم نخرید
۱۲
بی هنر شو که هنرهاست در این بی هنری
۱۳
سرو آزاد شد آن دم که ثمر هیچ نداد
۱۴
بی ثمر شو که ثمرهاست در این بی ثمری
۱۵
تا سر خود نسپردیم به خاک در دوست
۱۶
خاطر آسوده نگشتیم از این دربه دری
۱۷
بیستون تاب دم تیشهٔ فرهاد نداشت
۱۸
عشق را بین که از آن کوه گران شد کمری
۱۹
پری از شرم تو در پرده نهان شد وقتی
۲۰
که برون آمدی از پرده پی پرده‌دری
۲۱
شهرهٔ شهر شدم از نظر همت شاه
۲۲
تو به خوش منظری و بنده صاحب نظری
۲۳
آفتاب فلک عدل ملک ناصردین
۲۴
که ازو ملک ندیده‌ست به جز دادگری
۲۵
آن که تا دست کرم گسترش آمد به کرم
۲۶
تنگ دستی نکشیدیم ز بی سیم و زری
۲۷
تا فروغی خط آن ماه درخشان سر زد
۲۸
فارغم روز و شب از فتنه دور قمری

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.