زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
۱سر راهش افتادم از ناتوانی
۲وزین ضعف کردم بسی کامرانی
۳کسی کاو به دل ناوکش خورد گفتا
۴که شوخی ندیدم بدین شخ کمانی
۵ز چشمی است چشم امیدم که هرگز
۶به کس ننگرد از ره سرگرانی
۷زبان از شکایت بر دوست بستم
۹نشان خواهی از وی، ز خود بینشان شو
۱۰که من زو نشان جستم از بینشانی
۱۱کسی داند احوال پیران عشقش
۱۲که پیرانه سر کرده باشد جوانی
۱۳به هجران مرا سهل شد دادن جان
۱۴که سخت است دوری ز یاران جانی
۱۵دریغا که از ماه رویان ندیدم
۱۶به جز بی وفایی و نامهربانی
۱۷شنیدن توان نغمهٔ ارغنون را
۱۸چو ساقی دهد بادهٔ ارغوانی
۱۹من و زخم کاری، تو و دل شکاری
۲۰من و جان سپاری، تو و جان ستانی
۲۱تو و عشوه کردن، من و دل سپردن
۲۲تو و جان گرفتن، من و جان فشانی
۲۳بکش خنجر کین به جان فروغی
۲۴به طوری که خواهی، به طرزی که دانی
دانش و پژوهش این شعر
نیازمند بازبینی۰ ارتباط تأییدشده۰ پیشنویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط
پیشنویسها و پیشنهادها
هنوز واقعیت تأییدشده نیستندپیشنهادیبهکارگیری نماد
پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهمخوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.
بهکارگیری نماد ← می و جام
Matched curated alias: می; editorial status: suggested
۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقلقول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقلشدهVira
پیشنهادیبازنمایی کهنالگو
پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهمخوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.
بازنمایی کهنالگو ← معشوق آرمانی
Matched curated alias: یار; editorial status: suggested
۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقلقول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقلشدهVira
پیشنهادیشامل شخصیت
پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهمخوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.
شامل شخصیت ← معشوق
Matched curated alias: یار; editorial status: suggested
۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقلقول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقلشدهVira
از این شعر به پژوهش بروید
موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی میمانند.