زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مطربی زمزمه سر کرد سحر در گل‌زار
۲
رفتم از این غزل شاه به یک بار از کار
۳
«مجلس ما چو بهشت است در این فصل بهار
۴
خیز ای ساقی مستان قدح باده بیار
۵
باده هم چو گل احمر یا لالهٔ سرخ
۶
باده هم چو دل عاشق یا روی نگار
۷
بادهٔ کهنه گر از عمرش پرسم گویند
۸
که ز پنجاه فزون است و صد آید به شمار
۹
باده‌ای گر شود از غرب تهی شیشهٔ آن
۱۰
می نیابی تو به شرق اندر مردی هشیار
۱۱
بادهٔ صاف چو دل‌های حکیمان اله
۱۲
تلخ چون زاهد سجاده فکن در بازار
۱۳
تا به کی گردم بر خاک درت خوار و ذلیل
۱۴
تا به کی باشم در دست غمت زار و نزار
۱۵
بی تو گیرد همه شب لشکر آهم به میان
۱۶
بی تو ریزد همه دم گوهر اشکم به کنار
۱۷
عاشقان را به سر کوی تو نه راه و نه رسم
۱۸
پاک بازان را بهر تو نه خواب و نه قرار »

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.