زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
۱دوش در میکده با آن صنم قافیهدان
۲خواندم این مطلع شه را و زدم رطل گران
۳«برقع از روی برافکن که همه خلق جهان
۴به یکی روز ببینند دو خورشید عیان»
۵رخ رخشان بنما، دیدهٔ جان را بفروز
۶لب میگون بگشا آتش دل را بنشان
۷مهر خورشید رخت هیچ نگنجد به ضمیر
۸وصف یاقوت لبت هیچ نیاید به زبان
۹دلستانی تو ولی از همه دلها به کنار
۱۰آفتابی تو ولی از همه ذرات نهان
۱۱موی عنبر شکنت سلسلهٔ گردن دل
۱۲روی خورشیدوشت شعلهٔ عالم جان
۱۳دستم از حلقهٔ مویت همه شب مشک فروش
۱۴چشمم از تابش رویت همه روز اشک افشان
۱۵راستی جز خم ابروی تو نشنیدم من
۱۶که مه نو بکشد بر سر خورشید کمان
۱۷من ندیدم ز رخ خوب تو فرخندهتری
۱۸جز بلند اختر فرخ ملک ملک ستان
۱۹آفتاب فلک جاه ملک ناصردین
۲۰که قرینش ملکی نامده در هیچ قران
۲۱رفته تا طبع فروغی ز پی مطلع شاه
۲۲شعرش افلاک نشین آمد و خورشید نشان
دانش و پژوهش این شعر
نیازمند بازبینی۰ ارتباط تأییدشده۰ پیشنویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط
پیشنویسها و پیشنهادها
هنوز واقعیت تأییدشده نیستندپیشنهادیبهکارگیری نماد
پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهمخوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.
بهکارگیری نماد ← گل و بلبل
Matched curated alias: گل; editorial status: suggested
۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقلقول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقلشدهVira
پیشنهادیبهکارگیری نماد
پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهمخوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.
بهکارگیری نماد ← می و جام
Matched curated alias: می; editorial status: suggested
۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقلقول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقلشدهVira
از این شعر به پژوهش بروید
موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی میمانند.