عبید زاکانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بکشت غمزهٔ آن شوخ بی‌گناه مرا
۲
فکند سیب زنخدان او به چاه مرا
۳
غلام هندوی خالش شدم ندانستم
۴
کاسیر خویش کند زنگی سیاه مرا
۵
دلم بجا و دماغم سلیم بود ولی
۶
ز راه رفتن او دل بشد ز راه مرا
۷
هزار بار فتادم به دام دیده و دل
۸
هنوز هیچ نمیباشد انتباه مرا
۹
ز مهر او نتوانم که روی برتابم
۱۰
ز خاک گور اگر بردمد گیاه مرا
۱۱
به جور او چو بمیرم ز نو شوم زنده
۱۲
اگر به چشم عنایت کند نگاه مرا
۱۳
عبید از کرم یار بر مدار امید
۱۴
که لطف شامل او بس امیدگاه مرا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.