عبید زاکانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
میکند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا
۲
میکشد نرگس مست تو به میخانه مرا
۳
متحیر شده‌ام تا غم عشقت ناگاه
۴
از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا
۵
هوس در بناگوش تو دارد دل من
۶
قطرهٔ اشگ از آنست چو دردانه مرا
۷
دولتی یابم اگر در نظر شمع رخت
۸
کشته و سوخته یابند چو پروانه مرا
۹
درد سر میدهد این واعظ و میپندارد
۱۰
کالتفاتست بدان بیهده افسانه مرا
۱۱
چاره آنست که دیوانگیی پیش آرم
۱۲
تا فراموش کند واعظ فرزانه مرا
۱۳
از می مهر تو تا مست شدم همچو عبید
۱۴
نیست دیگر هوس ساغر و پیمانه مرا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.