عبید زاکانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
لطف تو از حد برون حسن تویی منتهاست
۲
نیش تو نوش روان درد تو درمان ماست
۳
عشق تو بر تخت دل حاکم کشور گشای
۴
مهر تو بر ملک جان والی فرمانرواست
۵
پرتو رخسار تو مایهٔ مهر منیر
۶
چهرهٔ پرچین تو جادوی معجز نماست
۷
نرگس فتان تو لعبت مردم فریب
۸
غمزهٔ غماز تو جادوی معجز نماست
۹
از تو همه سرکشی وز طرف ما هنوز
۱۰
روی امل بر زمین دست طمع بر دعاست
۱۱
گر کشدت ای عبید سر بنه و دم مزن
۱۲
عادت خوبان ستم چارهٔ عاشق رضاست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.