غزل شمارهٔ ۱۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلداده را ز تیر ملامت گزند نیست
۲
دیوانه را طریقهٔ عاقل پسند نیست
۳
از درد ما چه فکر وز احوال ما چه باک
۴
آنرا که دل مقید و پا در کمند نیست
۵
فرهاد را که با دل شیرین تعلقست
۶
رغبت به نوشدارو و حاجت به قند نیست
۷
هرجا که آتش غم دلدار شعله زد
۸
جان برفشان به ذوق که جای سپند نیست
۹
بس کن عبید با دل شوریده داوری
۱۰
بیچاره را نصیحت ما سودمند نیست