غزل شمارهٔ ۲۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دگر برون شدنم زین دیار ممکن نیست
۲
دگر غریبیم از کوی یار ممکن نیست
۳
مرا از آن لب شیرین و زلف عارض تو
۴
شکیب و طاقت و صبر و قرار ممکن نیست
۵
دلا بکوش مگر دامنش به دست آری
۶
که وصل بیطلب و انتظار ممکن نیست
۷
من اینکه عشق نورزم مرا به سر نرود
۸
من اینکه می نخورم در بهار ممکن نیست
۹
در آن دیار که مائیم حالیا آنجا
۱۰
مسافران صبا را گذار ممکن نیست
۱۱
عبید هم غزلی گاه گاه اگر بتوان
۱۲
بگو که خوشتر از این یادگار ممکن نیست