غزل شمارهٔ ۳۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گرم عنایت او در بروی بگشاید
۲
هزار دولتم از غیب روی بنماید
۳
نظر به گلشن روحانیون نیندازم
۴
سرم به پایهٔ کروبیان فرو ناید
۵
وگر به حال پریشان ما کند نظری
۶
ز روی لطف بر احوال ما ببخشاید
۷
به پیش خاطرم ار کاینات عرضه کنند
۸
ز کبر دامن همت بدان نیالاید
۹
توان در آینهٔ آن جمال جان دیدن
۱۰
گرش به صیقل توفیق زنگ بزداید
۱۱
ورم ز پیش براند به جور حکم اوراست
۱۲
پسند دوست بود هرچه دوست فرماید
۱۳
عبید را کرمش تا نوازشی نکند
۱۴
دلش ز غم نرهد خاطرش نیاساید