عبید زاکانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کجا کسیکه مرا مژدهٔ چمانه دهد
۲
علی‌الصباح به من بادهٔ شبانه دهد
۳
ز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرا
۴
نشان به کوی مغان و می مغانه دهد
۵
خوشا کسیکه چو رندان ز خانه وقت سحر
۶
بدر گریزد و تن در شرابخانه دهد
۷
غلام دولت آنم که هرچه بستاند
۸
به شمع و شاهد و چنگ و دف و چغانه دهد
۹
ز غم پناه به می بر که می به خاصیت
۱۰
نتیجه عیش خوش و عمر جاودانه دهد
۱۱
مرو به عشوهٔ زاهد ز ره که او دایم
۱۲
فریب مردم نادان بدین فسانه دهد
۱۳
به اعتقاد شنو پند سودمند عبید
۱۴
که او همیشه ترا پند عاقلانه دهد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.