Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عبید زاکانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا دلیست گرفتار خطهٔ شیراز
۲
ز من بریده و خو کرده با تنعم و ناز
۳
خوش ایستاده و با لعل دلبران در عشق
۴
طرب گزیده و با جور نیکوان دمساز
۵
گهی به کوی خرابات با مغان همدم
۶
گهی معاشر و گه رند و گاه شاهدباز
۷
همیشه بر در میخانه میکند مسکن
۸
مدام بر سر میخانه میکند پرواز
۹
به روی لاله رخانش گمانهای نکو
۱۰
به زلف سرو قدانش امیدهای دراز
۱۱
شده برابر چشمش همیشه گوشه‌نشین
۱۲
مدام در خم محراب ابروئی به نماز
۱۳
امیدوار چنانم که آن خجسته دیار
۱۴
به فر دولت سلطان اویس بینم باز
۱۵
معز دولت و دین تاجبخش ملک ستان
۱۶
خدایگان جهان پادشاه بنده نواز
۱۷
عبید وار هر آنکس که هست در عالم
۱۸
دعای دولت او میکند به صدق و نیاز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.