Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عبید زاکانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۸۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم
۲
بر لب رسید جان و به جانان نمیرسیم
۳
گر رهروان به کعبهٔ مقصود میرسند
۴
ما جز به خارهای مغیلان نمیرسیم
۵
آنانکه راه عشق سپردند پیش از این
۶
شبگیر کرده‌اند به ایشان نمیرسیم
۷
ایشان مقیم در حرم وصل مانده‌اند
۸
ما سعی میکنیم و به دربان نمیرسیم
۹
بوئی ز عود می‌شنود جان ما ولی
۱۰
در کنه کار مجمره گردان نمیرسیم
۱۱
چون صبح در صفا نفس صدق میزنیم
۱۲
لیکن به آفتاب درخشان نمیرسیم
۱۳
در مسکنت چو پیرو سلمان نمیشویم
۱۴
در سلطنت به جاه سلیمان نمیرسیم
۱۵
همچون عبید واله و حیران بمانده‌ایم
۱۶
در سر کارخانهٔ یزدان نمیرسیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.