غزل شمارهٔ ۸۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما گدایان بعد از این از کار و بار آسودهایم
۲
چون به روزی قانعیم از روزگار آسودهایم
۳
هرکسی بر قدر همت اعتباری کردهاند
۴
ما توکل کردهایم از اعتبار آسودهایم
۵
دیگران در بحر حرص ار دست و پائی میزنند
۶
ما قناعت کردهایم و بر کنار آسودهایم
۷
در پی مستی خماری بود و ما را وین زمان
۸
ترک مستی چون گرفتیم از خمار آسودهایم
۹
اهل دنیا فخر خود جویند و عار دیگران
۱۰
حالیا ما چون عبید از فخر و عار آسودهایم