Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عبید زاکانی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ - در ستایش شاه شیخ ابواسحاق

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
همیشه تا سپر مهر زرفشان باشد
۲
غلام سایهٔ چتر خدایگان باشد
۳
جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق
۴
که پادشاه جهانست تا جهان باشد
۵
سزد که سر به فلک در نیاورد ز علو
۶
کسی که بندهٔ این شاه کامران باشد
۷
خدایگانا گردون پیر میخواهد
۸
که در حمایت آن دولت جوان باشد
۹
کمینه بنده‌ای از چاکران این درگاه
۱۰
هزار چون جم و دارا و اردوان باشد
۱۱
ز بهر سائل و زایر خجسته خامهٔ تو
۱۲
گره گشای در گنج شایگان باشد
۱۳
براق سیر سمند جهان بورت را
۱۴
ظفر ملازم و اقبال همعنان باشد
۱۵
گه نبرد ز دشمن کشان به لشگرگاه
۱۶
کسی که پشت نماید مگر گمان باشد
۱۷
به زخم گرز گران خورد کن سر اعدا
۱۸
چنانکه عادت شاهان خرده‌دان باشد
۱۹
چو زلف و چشم بتان هرکه فتنه انگیزد
۲۰
ز عدل شاه پریشان و ناتوان باشد
۲۱
به روز رزم ببین پهلوانی خسرو
۲۲
که پادشاه کم افتد که پهلوان باشد
۲۳
فدای خاک در کبریات خواهد بود
۲۴
عبید را نه یکی گر هزار جان باشد
۲۵
بقای عمر تو بادا که خوشتر از همه چیز
۲۶
بقای سرمد و اقبال جاودان باشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.