Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عبید زاکانی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - ایضا در مدح عمیدالملک وزیر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیمن طالع فیروز و بخت فرخ فال
۲
همای دولت و اقبال میگشاید بال
۳
فراز بارگه خواجهٔ زمین و زمان
۴
فلک مهابت مه روی آفتاب نوال
۵
خدایگان جهان رکن دین عمیدالملک
۶
محیط مرکز دولت سپهر جاه و جلال
۷
به قهر حاسد سوز و به لطف مجلس ساز
۸
به جود دشمن مال و به رای دشمن مال
۹
سزد که صدر نشینان کارخانهٔ قدس
۱۰
کنند از سر تعظیم و ز سر اجلال
۱۱
ثنای حضرت او بالعشی والابکار
۱۲
دعای دولت او بالغدو والاصال
۱۳
اگر چه رشحهٔ فیض سخای او باشد
۱۴
خرد امید نبندد دگر به نیل منال
۱۵
جهان پناها عالی جناب حضرت تو
۱۶
مقر جاه و جلالست و منبع افضال
۱۷
زنور رای تو گر مقتبس شود مه و مهر
۱۸
منزه آید از وصمت محاق و زوال
۱۹
بود چو بود تو سنجند خازنان درت
۲۰
ترازویش فلک اطلس و زمین مثقال
۲۱
ترا رسد به جهان سروری به استحقاق
۲۲
ترا رسد به جهان خواجگی به استقلال
۲۳
زمین به حکم شما گشت مستقیم ارکان
۲۴
زمان ز کلک شما گشت منتظم احوال
۲۵
تصور است عدو را خیال منصب تو
۲۶
«زهی تصور باطل زهی خیال محال»
۲۷
در این میان غزلی درج میکنم زیرا
۲۸
ز جنس شعر، غزل به برای دفع ملال
۲۹
رسید موسم گل باز کز شمیم شمال
۳۰
دماغ دهر شود از بخور مالامال
۳۱
زمین زلاله تذرویست نسترن منقار
۳۲
هوا ز ابر عقابیست آتشین پر و بال
۳۳
چو شانه کرد صبا جعد سنبل سیراب
۳۴
بنفشه بر طرف عارض چمن زد خال
۳۵
میان صحن چمن عکس برگ گل بر جوی
۳۶
چو آتشیست بر آمیخته به آب زلال
۳۷
غزال خرمن سنبل کشید در آغوش
۳۸
چکاو لالهٔ نعمان کشید در چنگال
۳۹
پیام گل به سوی باده میبرد گوئی
۴۰
چنین که باد صبا می‌دود به استقبال
۴۱
چو شد حرارت بر شاخ ارغوان غالب
۴۲
طبیب باد صبا خون گشاد از قیفال
۴۳
میان مصر چمن گل ز بامداد پگاه
۴۴
چو یوسفیست که برقع برافکند ز جمال
۴۵
به باغ سوسن آزاد هر زمان گوید
۴۶
غلام باد شمالم غلام باد شمال
۴۷
به شادمانی و دولت ببین هزاران عید
۴۸
به کامرانی و عشرت بمان هزاران سال
۴۹
علو قدر تو فارغ ز جور دور فلک
۵۰
کمال جاه تو ایمن ز شرعین کمال

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.