Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عبید زاکانی · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - در مدح خواجه رکن‌الدین عمیدالملک وزیر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای آسمان جنیبه کش کبریای تو
۲
وی آفتاب پرتوی از نور رای تو
۳
دارای دهر آصف ثانی عمید ملک
۴
ای صد هزار حاتم طائی گدای تو
۵
خورشید نورگستر و مفتاح دولتست
۶
رای رزین و خاطر مشگل‌گشای تو
۷
خواهد فلک که حکم کند در جحهان ولی
۸
کاری مسیرش نشود بی‌رضای تو
۹
بحر محیط را که عطا بخش مینهند
۱۰
غرق خجالتست ز فیض عطای تو
۱۱
پیش از وجود انجم و ارکان نهاده بود
۱۲
گنجور بخت گنج سعادت برای تو
۱۳
روز نبرد چونکه پریشان کند صبا
۱۴
گیسوی پرچم علم سدره سای تو
۱۵
گرد از یلان برآرد و افغان ز پردلان
۱۶
از گرد راه بازوی معجز نمای تو
۱۷
شاها من آنکسم که شب و روز کرده‌ام
۱۸
از روی اعتقاد سر و جان فدای تو
۱۹
کس را دگر ندانم و جائی نباشدم
۲۰
چون آستانهٔ در دولت سرای تو
۲۱
صد سال اگر به فارس توقف بود مرا
۲۲
وجه معاش من نبود جز عطای تو
۲۳
غیر از ثنای تو نبود شغل دیگرم
۲۴
کاری نباشدم به جهان جز دعای تو
۲۵
روزم بود خجسته و کارم بود به کار
۲۶
هرگه که بامداد ببینم لقای تو
۲۷
آنکس توئیکه همچو منت صدهزار هست
۲۸
وانکس منم که نیست مرا کس به جای تو
۲۹
چندانکه رهنمای بنی آدمست عقل
۳۰
بادا سعادت ابدی رهنمای تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.