قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - در تعریف عمارت شاه شیخ ابواسحق
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای کاخ روحپرور و ای قصر دلگشای
۲
چون روضه دلفریبی و چون خلد جانفزای
۳
هم شمسهٔ تو غیرت خورشید نوربخش
۴
هم برگهٔ تو خجلت جام جهان نمای
۵
فرخنده درگه تو شهانراست سجدهگاه
۶
عالی جناب تو ملکانراست بوسه جای
۷
در کنه وصف تو نرسد عقل دور بین
۸
بر قدر بام تو نرود وهم دور پای
۹
زان سایهٔ همای همایون نهادهاند
۱۰
کز سایهٔ تو میطلبد فرخی همای
۱۱
چون گلشن بهشتسرا بوستان تست
۱۲
شادی فزای و خرم و جانبخش و دلربای
۱۳
از بلبلان مدام پر از ساز زیر و بم
۱۴
وز مطربان همیشه پر از بانگ چنگ و نای
۱۵
تا بزمگاه شاه جهان گشتهای شدست
۱۶
از روی فخر کنگرههایت سپهر سای
۱۷
خورشید ملک و سایهٔ یزدان جمال دین
۱۸
سلطان عدل گستر و شاه خجسته رای
۱۹
هم مانده پیش همت او ابر بیگهر
۲۰
هم گشته پیش دست و دلش بحر و کان گدای