Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حافظ · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
۲
بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز
۳
روز اول رفت دینم در سر زلفین تو
۴
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز
۵
ساقیا یک جرعه‌ای زان آب آتشگون که من
۶
در میان پختگان عشق او خامم هنوز
۷
از خطا گفتم شبی زلف تو را مشک ختن
۸
می‌زند هر لحظه تیغی مو بر اندامم هنوز
۹
پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب
۱۰
می‌رود چون سایه هر دم بر در و بامم هنوز
۱۱
نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو
۱۲
اهل دل را بوی جان می‌آید از نامم هنوز
۱۳
در ازل داده‌ست ما را ساقی لعل لبت
۱۴
جرعه جامی که من مدهوش آن جامم هنوز
۱۵
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان
۱۶
جان به غم‌هایش سپردم نیست آرامم هنوز
۱۷
در قلم آورد حافظ قصه لعل لبش
۱۸
آب حیوان می‌رود هر دم ز اقلامم هنوز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.