غزل شمارهٔ ۲۶۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس
۲
نسیم روضه شیراز پیک راهت بس
۳
دگر ز منزل جانان سفر مکن درویش
۴
که سیر معنوی و کنج خانقاهت بس
۵
وگر کمین بگشاید غمی ز گوشه دل
۶
حریم درگه پیر مغان پناهت بس
۷
به صدر مصطبه بنشین و ساغر مینوش
۸
که این قدر ز جهان کسب مال و جاهت بس
۹
زیادتی مطلب کار بر خود آسان کن
۱۰
صراحی می لعل و بتی چو ماهت بس
۱۱
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
۱۲
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
۱۳
هوای مسکن مألوف و عهد یار قدیم
۱۴
ز رهروان سفرکرده عذرخواهت بس
۱۵
به منت دگران خو مکن که در دو جهان
۱۶
رضای ایزد و انعام پادشاهت بس
۱۷
به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ
۱۸
دعای نیم شب و درس صبحگاهت بس