غزل شمارهٔ ۳۰۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خوش خبر باشی ای نسیم شمال
۲
که به ما میرسد زمان وصال
۳
قصّةُ العشقِ لا انفصام لها
۴
فُصِمَت ها هُنا لسانُ القال
۵
ما لِسَلمی و من بذی سَلَمِ
۶
أینَ جیرانُنا و کیف الحال
۷
عَفَتِ الدارُ بعدَ عافیةٍ
۸
فاسألوا حالَها عَنِ الاطلال
۹
فی جمالِ الکمالِ نِلتَ مُنی
۱۰
صَرَّفَ اللهُ عَنکَ عَینَ کمال
۱۱
یا برید الحِمی حَماکَ الله
۱۲
مرحباً مرحباً تعال تعال
۱۳
عرصهٔ بزمگاه خالی ماند
۱۴
از حریفان و جام مالامال
۱۵
سایه افکند حالیا شب هجر
۱۶
تا چه بازند شب روان خیال
۱۷
ترک ما سوی کس نمینگرد
۱۸
آه از این کبریا و جاه و جلال
۱۹
حافظا عشق و صابری تا چند
۲۰
نالهٔ عاشقان خوش است بنال