Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حافظ · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
۲
شطح و طامات به بازار خرافات بریم
۳
سوی رندان قلندر به ره آورد سفر
۴
دلق بسطامی و سجاده طامات بریم
۵
تا همه خلوتیان جام صبوحی گیرند
۶
چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم
۷
با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم
۸
همچو موسی ارنی گوی به میقات بریم
۹
کوس ناموس تو بر کنگره عرش زنیم
۱۰
علم عشق تو بر بام سماوات بریم
۱۱
خاک کوی تو به صحرای قیامت فردا
۱۲
همه بر فرق سر از بهر مباهات بریم
۱۳
ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد
۱۴
از گلستانش به زندان مکافات بریم
۱۵
شرممان باد ز پشمینه آلوده خویش
۱۶
گر بدین فضل و هنر نام کرامات بریم
۱۷
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
۱۸
بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم
۱۹
فتنه می‌بارد از این سقف مقرنس برخیز
۲۰
تا به میخانه پناه از همه آفات بریم
۲۱
در بیابان فنا گم شدن آخر تا کی
۲۲
ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم
۲۳
حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز
۲۴
حاجت آن به که بر قاضی حاجات بریم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.