غزل شمارهٔ ۳۷۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
۲
وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم
۳
نذر و فتوح صومعه در وجه مینهیم
۴
دلق ریا به آب خرابات برکشیم
۵
فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند
۶
غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم
۷
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
۸
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم
۹
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
۱۰
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم
۱۱
سر خدا که در تتق غیب منزویست
۱۲
مستانهاش نقاب ز رخسار برکشیم
۱۳
کو جلوهای ز ابروی او تا چو ماه نو
۱۴
گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم
۱۵
حافظ نه حد ماست چنین لافها زدن
۱۶
پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم