شمارهٔ ۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از دوست بهر چیز چرا بایدت آزرد؟
۲
کین عیش چنین باشد گه شادی و گه درد
۳
گر خوار کند مهتر، خواری نکند عیب
۴
چون بازنوازد، شود آن داغ جفا سرد
۵
صد نیک به یک بد نتوان کرد فراموش
۶
گر خار بر اندیشی خرمانتوان خورد
۷
او خشم همی گیرد، تو عذر همی خواه
۸
هر روز به نو یار دگر مینتوان کرد