شمارهٔ ۱۲۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دل تنگ مدار، ای ملک، از کار خدایی
۲
آرام و طرب رامده از طبع جدایی
۳
صد بار فتادست چنین هر ملکی را
۴
آخر برسیدند به هر کام روایی
۵
آن کس که ترا دید و ترا بیند در جنگ
۶
داند که: تو با شیر به شمشیر درآیی
۷
این کار سمایی بد، نه قوت انسان
۸
کس را نبود قوت به کار سمایی
۹
آنان که گرفتار شدند از سپه تو
۱۰
از بند به شمشیر تو یابند رهایی