مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ماه درست را ببین کو بشکست خواب ما
۲
تافت ز چرخ هفتمین در وطن خراب ما
۳
خواب ببر ز چشم ما چون ز تو روز گشت شب
۴
آب مده به تشنگان عشق بس است آب ما
۵
جمله ره چکیده خون از سر تیغ عشق او
۶
جمله کو گرفته بو از جگر کباب ما
۷
شکر باکرانه را شکر بی‌کرانه گفت
۸
غره شدی به ذوق خود بشنو این جواب ما
۹
روترشی چرا مگر صاف نبد شراب تو
۱۰
از پی امتحان بخور یک قدح از شراب ما
۱۱
تا چه شوند عاشقان روز وصال ای خدا
۱۲
چونک ز هم بشد جهان از بت بانقاب ما
۱۳
از تبریز شمس دین روی نمود عاشقان
۱۴
ای که هزار آفرین بر مه و آفتاب ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.