غزل شمارهٔ ۲۹ - انتحار تدریجی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست
۲
به زندگانی من فرصت جوانی نیست
۳
من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار
۴
خدای شکر که این عمر جاودانی نیست
۵
همه بگریه ابر سیه گشودم چشم
۶
دراین افق که فروغی ز شادمانی نیست
۷
به غصه بلکه به تدریج انتحار کنم
۸
دریغ و درد که این انتحار آنی نیست
۹
نه من به سیلی خود سرخ میکنم رخ و بس
۱۰
به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست
۱۱
ببین به جلد سگ پاسبان چه گرگانند
۱۲
به جان خواجه که این شیوه شبانی نیست
۱۳
ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس
۱۴
که از خزان گلشن شور نغمه خوانی نیست