Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
شهریار · گزیدهٔ غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹ - حراج عشق

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم
۲
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم
۳
چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
۴
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم
۵
خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر
۶
من اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردم
۷
فشردم باهمه مستی به دل سنگ صبوری را
۸
زحال گریهٔ پنهان حکایت با سبو کردم
۹
فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
۱۰
سرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردم
۱۱
صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
۱۲
ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم
۱۳
ملول از نالهٔ بلبل مباش ای باغبان رفتم
۱۴
حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم
۱۵
تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی
۱۶
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
۱۷
حراج عشق وتاراج جوانی وحشت پیری
۱۸
در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم
۱۹
ازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدنها
۲۰
که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.