Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
شهریار · گزیدهٔ غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲ - دوست ندیدم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به تیره بختی خود کس نه دیدم و نه شنیدم
۲
ز بخت تیره خدایا چه دیدم و چه کشیدم
۳
برای گفتن با دوست شکوه ها به دلم بود
۴
ولی دریغ که در روزگار دوست ندیدم
۵
وگر نگاه امیدی بسوی هیچکسم نیست
۶
چرا که تیر ندامت بدوخت چشم امیدم
۷
رفیق اگر تو رسیدی سلام ما برسانی
۸
که من به اهل وفا و مروتی نرسیدم
۹
منی که شاخه و برگم نصیب برق بلا بود
۱۰
به کشتزار طبیعت ندانم از چه دمیدم
۱۱
یکی شکسته نوازی کن ای نسیم عنایت
۱۲
که در هوای تو لرزنده تر ز شاخه بیدم
۱۳
ز آب دیده چنان آتشم کشید زبانه
۱۴
که خاک غم به سرافشان چو گرد باد دویدم
۱۵
گناه اگر رخ مردم سیه کند من مسکین
۱۶
به شهر روسیهان شهریار روی سپیدم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.