Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
شهریار · گزیدهٔ غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱ - عهد قدیم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه شد آن عهد قدیم و چه شد آن یار ندیم
۲
خون کند خاطر من خاطره عهد قدیم
۳
چه شدن آن طره پیوند دل و جان که دگر
۴
دل بشکسته عاشق ننوازد به نسیم
۵
آن دل بازتر از دست کریمم یارب
۶
چون پسندی که شود تنگتر از چشم لئیم
۷
عهد طفلی چو بیاد آرم و دامان پدر
۸
بارم از دیده به دامان همه درهای یتیم
۹
یاد بگذشته چو آن دور نمای وطن است
۱۰
که شود برافق شام غریبان ترسیم
۱۱
یا به آهو روشان انس وصفا ده یارب
۱۲
یا ز صاحبنظران بازستان ذوق سلیم
۱۳
سیم و زر شد محک تجربه گوهر مرد
۱۴
که سیه باد بدین تجربه روی زر و سیم
۱۵
دردناک است که در دام شغال افتد شیر
۱۶
یا که محتاج فرومایه شود مرد کریم
۱۷
نشود مرغ چمن همنفس زاغ و زغن
۱۸
“روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم”
۱۹
دولت همت سلطان قناعت خواهم
۲۰
تا تمنا نکنم نعمت ارباب نعیم
۲۱
هم از الطاف همایون تو خواهم یارب
۲۲
در بلایای تو توفیق رضا و تسلیم
۲۳
نقص در معرفت ماست نگارا ور نه
۲۴
نیست بی مصلحتی حکم خداوند حکیم
۲۵
شهریارا به تو غم الفت دیرین دارد
۲۶
محترم دار به جان صحبت یاران قدیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.