Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
شهریار · گزیدهٔ غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰ - سه تار من

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نالد به حال زار من امشب سه تار من
۲
این مایه تسلی شب های تار من
۳
ای دل ز دوستان وفادار روزگار
۴
جز ساز من نبود کسی سازگار من
۵
در گوشه غمی که فراموش عالمی است
۶
من غمگسار سازم و او غمگسار من
۷
اشک است جویبار من و ناله سه تار
۸
شب تا سحر ترانه این جویبار من
۹
چون نشترم به دیده خلد نوشخند ماه
۱۰
یادش به خیر خنجر مژگان یار من
۱۱
رفت و به اختران سرشکم سپرد جای
۱۲
ماهی که آسمان بربود از کنار من
۱۳
آخر قرار زلف تو با ما چنین نبود
۱۴
ای مایه قرار دل بیقرار من
۱۵
در حسرت تو میرم و دانم تو بی وفا
۱۶
روزی وفا کنی که نیاید به کار من
۱۷
از چشم خود سیاه دلی وام میکنی
۱۸
خواهی مگر گرو بری از روزگار من
۱۹
اختر بخفت و شمع فرومرد و همچنان
۲۰
بیدار بود دیده شب زنده دار من
۲۱
من شاهباز عرشم و مسکین تذرو خاک
۲۲
بختش بلند نیست که باشد شکار من
۲۳
یک عمر در شرار محبت گداختم
۲۴
تا صیرفی عشق چه سنجد عیار من
۲۵
جز خون دل نخواست نگارندهٔ سپهر
۲۶
بر صفحهٔ جهان رقم یادگار من
۲۷
زنگار زهر خوردم و شنگرف خون دل
۲۸
تا جلوه کرد این همه نقش و نگار من
۲۹
در بوستان طبع حزینم چو بگذری
۳۰
پرهیز نیش خار من ای گلعذار من
۳۱
من شهریار ملک سخن بودم و نبود
۳۲
جز گوهر سرشک در این شهریار من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.