Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
شهریار · گزیدهٔ غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۷ - پریشان روزگاری

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری
۲
من هم از آن زلف دارم یادگاری بیقراری
۳
روزگاری دست در زلف پریشان توام بود
۴
حالیا پامالم از دست پریشان روزگاری
۵
چشم پروین فلک از آفتابی خیره گردد
۶
ماه من در چشم من بین شیوه شب زنده داری
۷
خود چو آهو گشتم از مردم فراری تاکنم رام
۸
آهوی چشم تو ای آهوی از مردم فراری
۹
گر نمی آئی بمیرم زانکه مرگ بی امان را
۱۰
بر سر بالین من جنگ است با چشم انتظاری
۱۱
خونبهائی کز تو خواهم گر به خاک من گذشتی
۱۲
طره مشکین پریشان کن به رسم سوگواری
۱۳
شهریاری غزل شایسته من باشد و بس
۱۴
غیر من کس را در این کشور نشاید شهریاری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.