Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
شهریار · گزیدهٔ غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵ - نفرین

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو ابرویت نچمیدی به کام گوشه نشینی
۲
برو که چون من و چشمت به گوشه ها بنشینی
۳
چو دل به زلف تو بستم به خود قرار ندیدم
۴
برو که چون سر زلفت به خود قرار نبینی
۵
به جان تو که دگر جان به جای تو نگزینم
۶
که تا تو باشی و غیری به جای من نگزینی
۷
ز باغ عشق تو هرگز گلی به کام نچیدم
۸
به روز گلبن حسنت گلی به کام نچینی
۹
نگین حلقه رندان شدی که تا بدرخشد
۱۰
کنار حلقه چشمم به هر نگاه نگینی
۱۱
کسی که دین و دل از کف به باد غارت زلفت
۱۲
چو من نداده چه داند که غارت دل و دینی
۱۳
خوشم که شعله آهم به دوزخت کشد اما
۱۴
چه می کند به تو دوزخ که خود بهشت برینی
۱۵
خدای را که دگر آسمان بلا نفرستد
۱۶
تو خود بدین قد و بالا بلای روی زمینی
۱۷
تو تشنه غزل شهریار و من به که گویم
۱۸
که شعرتر نتراود برون ز طبع حزینی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.