Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای از نظرت مست شده اسم و مسما
۲
ای یوسف جان گشته ز لب‌های شکرخا
۳
ما را چه از آن قصه که گاو آمد و خر رفت
۴
هین وقت لطیفست از آن عربده بازآ
۵
ای شاه تو شاهی کن و آراسته کن بزم
۶
ای جان ولی نعمت هر وامق و عذرا
۷
هم دایه جان‌هایی و هم جوی می و شیر
۸
هم جنت فردوسی و هم سدره خضرا
۹
جز این بنگوییم وگر نیز بگوییم
۱۰
گویید خسیسان که محالست و علالا
۱۱
خواهی که بگویم بده آن جام صبوحی
۱۲
تا چرخ به رقص آید و صد زهره زهرا
۱۳
هر جا ترشی باشد اندر غم دنیی
۱۴
می‌غرد و می‌برد از آن جای دل ما
۱۵
برخیز بخیلانه در خانه فروبند
۱۶
کان جا که تویی خانه شود گلشن و صحرا
۱۷
این مه ز کجا آمد وین روی چه رویست
۱۸
این نور خداییست تبارک و تعالی
۱۹
هم قادر و هم قاهر و هم اول و آخر
۲۰
اول غم و سودا و به آخر ید بیضا
۲۱
هر دل که نلرزیدت و هر چشم که نگریست
۲۲
یا رب خبرش ده تو از این عیش و تماشا
۲۳
تا شید برآرد وی و آید به سر کوی
۲۴
فریاد برآرد که تمنیت تمنا
۲۵
نگذاردش آن عشق که سر نیز بخارد
۲۶
شاباش زهی سلسله و جذب و تقاضا
۲۷
در شهر چو من گول مگر عشق ندیدست
۲۸
هر لحظه مرا گیرد این عشق ز بالا
۲۹
هر داد و گرفتی که ز بالاست لطیفست
۳۰
گر حاذق جدست وگر عشوه تیبا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.