زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۳ - در شکایت و حکمت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
همه کارم ز دور آسمانی
۲
چو دور آسمان شد زیر و بالا
۳
لبم بی‌آب چون دندان شانه است
۴
ازین دندان کن آئینه سیما
۵
که این زنگاری آئینه‌وش را
۶
چو شانه باز نشناسم سر از پا
۷
دلم مرغی است در قل بسته چون سنگ
۸
چو سیم قل هواللهی مصفا
۹
وگر سنگ آب نطق من پذیرد
۱۰
بخواند قل هوالله طوطی آسا
۱۱
مرا گوئی چرا بالا نیائی
۱۲
که از بالا رسد مردم به بالا
۱۳
من اینجا همچو سنگ منجنیقم
۱۴
که پستی قسمتم باشد ز بالا
۱۵
مرا سر بسته نتوان داشت بر پای
۱۶
به پیش راعنا گویان رعنا
۱۷
مگس‌ران کردن از شهپر طاوس
۱۸
عجب زشت است بر طاووس زیبا
۱۹
اگر شهباز بگریزد چو سیمرغ
۲۰
ز روی رشک معذور است ازیرا
۲۱
چرا دارد مگس دستار فوطه
۲۲
چرا پوشد ملخ رانین دیبا
۲۳
دل من دیگ سنگین نیست ویحک
۲۴
که چون بشکست بتوان بست عمدا
۲۵
بلورین جام را ماند دل من
۲۶
که چون شد رخنه نپذیرد مداوا
۲۷
جهان خاقانیا شخصی است بی‌سر
۲۸
دو دست آن شخص را امروز و فردا
۲۹
گر امروزت به دستی جلوه کرده است
۳۰
کند فردا به دیگر دست رسوا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.