متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گفتی از شاهان تو را دل فارغ است
۲
دل ز شاهان فارغ است آری مرا
۳
والی ری کز خراسان رفتنم
۴
منع کرد آن، نیست آزاری مرا
۵
گر شدن ز آن سو کسی را رخصه نیست
۶
رخصه بایستی شدن باری مرا
۷
من به پیران خراسان می‌شوم
۸
نیست با میران او کاری مرا
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.