متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زین اشارت که کرد خاقانی
۲
سر فراز است بلکه تاجور است
۳
پشت خم راست دل به خدمت تو
۴
همچو نون والقلم همه کمر است
۵
بختم از سرنگونی قلمش
۶
چون سخن‌های او بلند سر است
۷
سیم و شکر فرستم و خجلم
۸
که چرا دسترس همین قدر است
۹
شعر گفتم به قدر سیم و شکر
۱۰
مختصر عذرخواه مختصر است
۱۱
شکر و سیم پیش همت او
۱۲
از من و شعر شرمسارتر است
۱۳
خود دل و طبع او ز سیم و شکر
۱۴
کان طمغاج و باغ شوشتر است
۱۵
سیم و سنگ است پیش دیدهٔ آنک
۱۶
هر تراشش ز کلک او گهر است
۱۷
اتصال نجوم خاطر او
۱۸
فیض طبع مرا نویدگر است
۱۹
زین سپس ابروار پاشم جان
۲۰
این قدر فتح باب ماحضر است
۲۱
تا ابد نام او بر افسر عقل
۲۲
مهر بر سیم و نقش بر حجر است
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.