متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۵۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا به غربت فتاد خاقانی
۲
یکدری خانه‌ایش زندان است
۳
نه درون ساختنش توفیق است
۴
نه برون تاختنش امکان است
۵
روی چون عنکبوت در دیوار
۶
پس سنگی چو مور پنهان است
۷
پاسبانش برون در قفل است
۸
پرده دارش درون کلیدان است
۹
اشک جیحون و دم سمرقندی
۱۰
دل بخاری و آه سوزان است
۱۱
یعنی این در چهار دیواری است
۱۲
که درش سوی چرخ گردان است
۱۳
از برون لب به قفل خاموشی است
۱۴
وز درون دل به بند ایمان است
۱۵
خانه در بسته دار بر اغیار
۱۶
تا در او این غریب مهمان است
۱۷
برگ عیشی مساز خاقانی
۱۸
که وجودش ورای امکان است
۱۹
عالم از چار علت است به پای
۲۰
که یکی زان چار ارکان است
۲۱
خانه را هم چهار حد باید
۲۲
کان چهار اصل کار بنیان است
۲۳
علت عیش را سه چیز نهند
۲۴
کان مکان و زمان و اخوان است
۲۵
ز آن نگفتند چارمین یعنی
۲۶
نیست چیزی که چارم آن است
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.